پنجشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۱
براي دانش آموزان نوشتم
و هم براي معلمين
چه انها که معلمي زندکي شان است
چه انها که معلمي کسبشان است
چه انها که معلمي کارشان است
تاپ تاپ خمير
در يه مدرسه , بچه ها اسير
کدوم مدرسه , کدوم بچه ها , کدوم دبيرها
گوش کن حالا
درس کجا بود ,
مشق کجا بود,
کي درس ميداد ,
کي درس ميخوند
کجاشو بگم , از چي بگم
مدرسه کوچيک , بچه ها زياد ,
معلومه ديگه بلا سرشون خيلي مياد
توي هر کلاس 50 , 60 نفر
همه جا کثيف , همه جا سياه
طفلک بچه ها بجه فقيرا پاپتي ا
صبح که ميشد يکي يکي , دوتا دو تا
ميدويدند تو کوچه ها
راستي نگفتم براتون
شامشون چي بود
تاپ تاپ خمير
شام فقيرا نون و پنير
سفره شون پاره روي يه حصير
صبحانه شون نون خالي بود
جاي شما ها خيلي خالي بود
بگذريم حالا يکي يکي , دوتا دو تا ميدويدند تو کوچه ها
لامعلکم احمدي مچل
سامعلکم اصغري کچل
بزن قدش اکبر گري
جون خودت خيلي خري
چاکرتم ماشالا
قربونم بري ايشالا
تکليف ها رو نوشتي؟
کدوم تکليف حسابه ؟
آره ديگه حسابه خيلي حالت خرابه
-علوم خوندي؟ ولش کن
-انگليسي نخوندنش ثوابه
- تاريخ و جغرافيا جون تو فوت آبم
کانادا کجاست بغل سيخ کبابه نگو که حالم خرابه
حرفا تموم که ميشد نوبت کار ميشد
پيش به سوي مدرسه خنده به درس هندسه
تاپ تاپ خمير آقاي مدير خسته و پير
آنجا ايستاده عصبانيه ,
ميخواد بزنه مرد بدي نيست , چرا ميزنه
خسته شده همه زندگيش قسطي شده
چهل سال کار کرده پولش کافي نيست
ديگه حاليش نيست
پس چيکار کنه
خوب ميزنه ناراحتيشو سر بچه ها خالي ميکنه
اما امروز مثل ديروز کلاسها تاريک بخاريها سرد گريه سقف چکه اشک
تخته ها بيرنگ , رنگ بچه ها
سقفها کوتاه ,قد بچه ها
کلایها خاموش ,مثل بچه ها
گردنها کج دماغها کثيف
شلوارها پاره
سرها بي کلاه
موها ژوليده
ناخنها بلند
پاها بي جوراب
دستها بي کتاب
کتاب بي دفتر
دفتر بي کاغذ
کاغذ بي قلم
قلم بي جوهر
جوهر رنگ آب
روي ميزا چرک و سياه همه خط خطي
اين مال احمد اين مال محمود اين مال هادي اين مال جعفر
معلم مياد زنگ اوله روي صندليش مي شينه رياضيات ؟
همه حا سکوت , ترس از کتک
ناگهان گرومپ چرتا پاره شد چي شد , چي نشد
صندلي شکست
همه بچه ها قاه و قاه و قاه همه بچه ها کر و کر و کر همه بچه ها هر و هر و هر
معلم پاشد , دستها به کمر بچه ها سکوت
خاک بر سرها بي شرفها بي پدر ها بي غيرتها
علي پيش پيشي - حاضر آقا گم شو بيا درس حواب بده
چ چ چشم آقا بنويس ببينم
گچ نيست آقا به درک که نيست ,
بنويس ببينم گچ نيست آقا گفتم به درک ,
خاک بر سرت جون بکن يالا بدبخت گدا
بگو ببينم دو هزار تومن حقوق من چي کارش کنم
هزار تومن قسط بدم هفتصد تومان اجاره بدم
برا بچه ها لباس بخرم غذاشون بدم ,
دکتر ببرم , دوا بخرم , چي کارش کنم
نميدونم اقا سخته مساله , حل نميشه , هيچ جا ننوشته
زر زر نکن , يه دره فکر کن
آها يادم اومد آسونه آقا تاپ تاپ خمير ,
معلم نباش , برو فال بگير کارش کمتره , پولش بيشتره
گم شو بتمرگ, کچل بي رگ خيلي تمبلي , امسال رد ميشي
مبصر بيا , دفترو بردار صفر براش بذار
زنگ دوم : فارسي و دستور
بچه ها بر پا , خواهش ميکنم مبصر احمق , بچه ها کجان
خسته شدن , نصفشون رفتن
سر قبر کي قبر خودشون
قبرشون کجاست توي خونه شون
خونه شون کجاست سر قبرشون
خوب بتمرگ علي پيش پيشي - حاضر آقا گم شو بيا درس حواب بده
چ چ چشم آقا
شعرو معني کن " اندرون از طعام خالي دار تا در او نور معرفت بيني
" آقا معلومه , خيلي واضحه يعني آقا تاپ تاپ خمير نون نخور بمير
يعني آقا اکه مثل من غذا نخوري ,
يعني پولشو نداشته باشي بربخت باشي
, فقير باشي ريقت در مياد
بو مي گيري
آبروت ميره
گم شو بتمرگ, کچل بي رگ خيلي تمبلي , امسال رد ميشي
مبصر بيا , دفترو بردار صفر براش بذار
زنگ سوم , زنگ آخر, زنگ هنر
آهاي مبصر بله آقا؟ بچه ها کجان همشون رفتن
کي اجازه داد خودشون آقا پس اون کيه ؟
علي پيش پيشي چرا اون نرفت
بي هنره ,
خيلي تنبله علي پيش پيشي - حاضر آقا گم شو بيا درس حواب بده
چ چ چشم آقا بگو ببينم , هنر چيه
حال ندارم چرا نداري
نا ندارم چرا نداري
گرسنه ام
غذا بخور
نون ندارم
چرا نداري
پول ندارم
چرا نداري
کار ندارم
چرا نداري
بي هنرم .
بي هنري ؟ خاک بر سرت خاک بر سرم .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر