شهریاران
دوستی کی آخر شد یاران را چه شد؟
پنجشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۱
خدا را اي کاروان سالار ,نظر کن برزينب کبري
مزن بانگ الرحيل يک دم ,درين صحراي عطش با من
دريغا ازين خزاني که به باغ دل شعله مي کارد
زهر سو بر نسل آيينه , فلک سنگ فتنه ميبارد
به خونستان شقايق ها چه کس يارد که تاب آرد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر