دوشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۲

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار بانگ بربط و آواز ني کنم
از قيل و قال مدرسه حالي دلم گرفت
يکچند نيز خدمت معشوق و مي کنم

کو پيک صبح تا گله هاي شب فراق
با آن خجسته طالع فرخنده پي کنم
کي بود در زمانه وفا جام مي بيار
تا من حکايت جم و کاووس کي کنم
از نامه سياه نترسم که روز حشر
با فيض لطف او صد ازين نامه طي کنم

اين جان عاريت که به حافظ سپرده دوست
روزي رخش ببينم و تسليم وي کنم

هیچ نظری موجود نیست: