پنجشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۱

لحظه ديدار نزديکست
باز من ديوانه ام مستم
باز ميلرزد دلم , دستم
باز گويي در هواي ديگري هستم
هاي نخراشي به غفلت گونه ام را تيغ
هاي نپريشي صفاي زلفکم را دست
آبرويم را نريزي دل
اي نخورده , مست لحظه ديدار نزديکست .