پنجشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۱


من زني ..... در زير صحراهاي جاهليت زنده به گور بودم و در عصر راه رفتن بر سطح کره ماه من همچنان زنده به گورم در زير ريگزارهاي حقارت موروثي و محکوميتي که پيش از من , صادر شده است . من در جستجوي عشق بر نمي آيم من در جستجوي زني هستم چونان من تنها و دردناک تا دست در دستش نهم ما هر دوتا تنها زاده ميشويم بر خارزارها و کودکان قبيله را به دنيا مياوريم کودکاني که بزودي تحقير مارا به آنآن خواهند آموخت!

هیچ نظری موجود نیست: