چهارشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۸۲




اين جا ديدن بگو به چه كاری می‌آيد؟
از مويه و سرود چه سود؟

كودكان مجروح، اشباح خونچكان
فراز گورهای كنده در باغچه به ناخن‌های مادران
....
شهرهای صلح و فردا فرو غلتيد در عمق نفرين و عذاب
....
اين جا نشسته بودی نازنين‌ام در بی‌پناهی روزانه
اكنون مشت خاكستري
به باد رفته با خاكسترهای ديگر
هيچ‌ات نمی‌شناسد دنيا.ا

چه می‌جوييد
كه فردا را مرده به دنيا می‌كشانيد
بی‌نور صلح و اميد؟



هیچ نظری موجود نیست: