شنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۲

گفتگو با خدا
ظريفي از خدا سوال کرد: خدايا چه چيز در رفتار انسانها شما را متعجب ميسازد؟
خداوند پاسخ داد:
اينکه آنها از کودکيشان زود خسته ميشوند و عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو ميکنند که به کودکي باز گردند.
اينکه آنها سلامتي خود را از دست ميدهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست ميدهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آورند
اينکه آنها با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش ميکنند , نه در حال زندگي ميکنند و نه در آينده
اينکه به گونه اي زندگي ميکنند گويي هرگز نمي ميرند و به گونه اي ميميرند که گويي هرگز زنده نبوده اند
بعد او از خدا پرسيد دو ست داريد انسانها چه چيزي یاد بگيرند؟
خداوند پاسخ داد:
اينکه آنها بياموزند که نميتوانند کسي را وادار کنند که عاشقشان باشد فقط ميتوانند خودشان کسي را دوست داشته باشند
بياموزند که فقط چند ثانيه طول ميکشد که زخم هاي عميقي در قلب انان که دوستشان دارند ايجاد کنند اما سالها طول ميکشد تا آن زخم ها را التيام بخشند
بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نياز دارد
بياموزند که کافي نيست که فقط ديگرا ن را ببخشند بلکه بايد بتوانند خود را نيز ببخشند
آنها بايد بدانند که من اينجا هستم هميشه هميشه هميشه

هیچ نظری موجود نیست: