پنجشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۲

از ره رسيده ايم
با قامتي به قصد شکستن
لات و منات را که شکستيم
عزي ديگر عزيز نمي ماند
ما از جنس پينه کفش به پا داريم
هر چند اين کفشهاي کهنه ما درد ميکند
اما با کفشهاي خستگي خود
از ره رسيد ه ايم نمروديان هميشه به کارند
تا هيمه اي به حيطه آتش بياورند
اما
ما را از آزمايش آتش هراس نيست
ما بارش هميشه باران کينه را
با چتر هاي ساده عرياني احساس کرده ايم
ما را به جز برهنگي خود لباس نيست

هیچ نظری موجود نیست: