دوشنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۲

گلپونه هاي وحشي دشت اميدم, وقت سحر شد
خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد
من مانده ام تنهاي تنها
من مانده ام تنها ميان سيل غم ها
گل پونه ها , نامهرباني آتشم زد, آتشم زد
گلپونه ها , بي هم زباني آتشم زد
مي خواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام , ديوانه ام , آزرده جانم
گلپونه هاي وحشي دشت اميدم , وقت سحر شد
خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد
تصنيف گلپونه ها ازآلبوم رقص آشفته زنده ياد ايرج بسطامي
خيلي تاسف باره که ما ايراني ها هميشه انسانها رو بعد از رفتنشون کشف ميکنيم

هیچ نظری موجود نیست: