شنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۲

نه در خيال خزانم نه در هواي بهار
کنار اين آتش
نشسته ام که شبي را به روز آرم و بس
چنان که کنده ي مرده
چنان که هيزم محض

هیچ نظری موجود نیست: