شهریاران
دوستی کی آخر شد یاران را چه شد؟
پنجشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۲
اگر روزم پريشان شد , فداي تاري از زلفش
که هر شب با خيالش خوابهاي ديگري دارم
من اين زندان به جرم مرد بودن مي کشم , اي عشق
خطانسلم , اگر جز اين خطاي ديگري دارم
بسي ديدم ظلمنا خوي مسکين ربنا گويان
من اما با اهورايم , دعاي ديگري دارم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر