دوشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۳

....
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي که مي بينم بد آهنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي بازگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر کجا آيا همين رنگ است؟
....
بةا ره توشه برداريم
قدم در راه بگذاريم
کجا؟ هر جا که پيش آيد
بدانجايي که مي گويند خورشيد غروب ما
زند بر پرده شبگير شان تصوير
بدان دستش گرفته رايتي زربفت و گويد زود
وزين دستش فتاده مشعلي خاموش و نالد : دير

بيا اي خسته خاطر دوست ! اي مانند من دلکنده و غمگين
من اينجا بس دلم تنگ است
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي فرجام بگذاريم
...

هیچ نظری موجود نیست: