جمعه، تیر ۲۶، ۱۳۸۳


خيزيم و دمي زنيم پيش ازدم صبح
کاين صبح بسي دمد که ما دم نزنيم
اين قافله عمر عجب ميگذرد
درياب دمي که با طرب ميگذرد
ساقي غم فرداي حريفان چه خوري
پيش آر پياله را که شب مي گذرد

هیچ نظری موجود نیست: