شهریاران
دوستی کی آخر شد یاران را چه شد؟
پنجشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۳
گروهي هم نشين من , خلاف عقل و دين من
بگيرند آستين من که دست از دامنش بگسل
ملامت گوي عاشق را چه گويد مردم دانا
که حال غرقه در دريا نداند خفته در ساحل
زعقل انديشه ها زايد که مردم را بفرسايد
گرت آسودگي بايد برو عاشق شو اي عاقل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر