جمعه، مهر ۲۴، ۱۳۸۳

صيدم من و صياد او
من بنده و آزاده او
ويرانه من آباده او

اي داد اي بيداد او
باروي او آنسو کنم
بادرد عشقش خو کنم
هر دم بسويش رو کنم
چون مرغ حق هو هو کنم
من قطره او درياي من
من مست و او صحراي من
من بنده او مولاي من
من لا و او الاي من
هوشيار او ديوانه من
شمع است او پروانه من
افسونگر او افسانه من
ميخانه او پيمانه من

هیچ نظری موجود نیست: