چهارشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۵

بدون تبعيض , بدون زمان مشخص , بدون پيش فرض , بدون ترس از رنج :
عشق بورزيد
عشق خود را بي دريغ نثار فقرا کنيد , که آسان است, و
نثار توانگراني که به هيچ کس اعتماد ندارند و نمي توانند عشقي را ببينند که چنان نيآزمند آن ند
اغلب سعي مي کنيم ديگران را راضي کنيم اما آنچه بايد بکنيم شاد کردن است.
شادي ببخشيد. هرگز فرصتي را براي شاد کردن ديگري از دست ندهيد چرا که نخست خود شما از اين کار سود مي بريد حتي اگر هيچ کس نداند شما چه مي کنيد. چهان پيرامون شما خشنود تر خواهد شد و همه چيز براي شما بسيار آسان تر مي شود.
در اين جهانم و لحظه اکنون را مي زيم. اگر کار خوبي هست که مي توانم بکنم يا شادي اي هست که مي توانم به ديگران ببخشم لطفا به من بگوييد. نگذاريد آن را به تاخير بيندازم و يا از ياد ببرم چرا که هرگز اين لحظه را دوباره نخواهم زيست.

هیچ نظری موجود نیست: