تو دستگير شو اي خضر خجسته پي که من پياده مييروم و همرهان سوارانند بيآ به ميکده و چهره ارغواني کن مرو به صومعه کانجا سياه کارانند
چون حسن عاقبت نه برندی و زاهديست آن به که کار خود بعنايت رها کنند مي خور که صد گناه ز اغيار در حجاب بهتر زطاعتي که به روي و ريا کنند بگذر بکوي ميکده تا زمره حضور اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند