جمعه، آذر ۲۹، ۱۳۸۷

زندگان - مردگاني هستند كه ايام مرخصي شان را در اين دنيا ميگذرانند
موريس مترلينگ
پ.ن. واي خداجونم تروخدا مرخصي منو تمديد کن اصلا منو اخراج کن .
علم تنها يك بازيچه و شوخي و اتلاف وقت است. هيچ چيز در جهان حقيقت ندارد بجز عشق
لاپلاس

پ.ن. لاپلاس جون چرا اين فکررو وقتي مي خواستي که معادلات لاپلاس رو کشف کني و بندازي به جون ما نکردي
هر كس فن بازي كردن با احساسهاي بشر را بداند ارباب مردم است
گوستاو لوبون

پ.ن.قابل توجه کساني که مي خوان يک شبه ره صد ساله برن و ارباب بشن !
جريان تاريخ را تعصبها بوجود مي آورند نه منطق و عقل
گوستاو لوبون

پ.ن. البته مشکل اصلي اينجاست که همه فکر ميکنن رفتارشون از روي منطق و عقله نه تعصب .
آنكه ثروت خود را باخت , زياد باخته است , ولي آنكه شهامت خود را باخت , پاك باخته است
سروانتس

قابل توجه بزدل هاي عزيز
آبادي يک کشور از روي نسبت آزاداش سنجيده مي شود نه ميزان حاصلخيزي اش
مونتسکيو
آنکه پرنده نيست نبايد بر پرتگاه آشيان بسازد
نيچه
زمستان پوستين افزود بر تن کدخدايان را
وليکن پوست خواهد کند ما يک‌لاقبايان را
ره ماتم‌سراي ما ندانم از که مي‌پرسد
زمستاني که نشناسد در دولت سرايان را

به دوش از برف بالاپوش خز ارباب مي‌آيد
که لرزاند تن عريان بي برگ و نوايان را
به کاخ ظلم باران هم که آيد ه سر فرود آرد
وليکن خانه بر سر کوفتن داند گدايان را
طبيب بي‌مروت کي به بالين فقير آيد
که کس در بند درمان نيست درد بي‌دوايان را
به تلخي جان سپردن در صفاي اشک خود بهتر
که حاجت بردن اي آزاده مرد اين بي‌صفايان را
به هر کس مشکلي برديم و از کس مشکلي نگشود
کجا بستند يا رب دست آن مشکل گشايان را
نقاب آشنا بستند کز بيگانگان رستيم
چو بازي ختم شد، بيگانه ديديم آشنايان را
به هر فرمان آتش عالمي در خاک و خون غلطيد
خدا ويران گذارد کاخ اين فرمانروايان را
حريفي با تمسخر گفت زاري شهريارا بس
که ميگيرند در شهر و ديار ما گدايان را

جمعه، آذر ۲۲، ۱۳۸۷

بار خدايا
از عشق امروزمان چيزي براي فردايمان نگاه دار
آن زمان که فراموش خواهيم کرد که زماني عاشق بوديم

پ.ن بارخدايا ديگه زحمتش با خودت , يه چيزي هم برا ما نگه دار , براي ما که نه عاشق بوديم ونه معشوق.