من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد, اما به باور داشتن عادت نمي کنم.
مي گويم : تو هرگز به خاطر وطني که به عادت دوست داشتنش مبتلا شده اي , به جان نخواهي جنگيد.
هرگز به خاطر مردمي که به مهرورزي به ايشان , عادت کرده اي , زندگي نخواهي کرد.
نمازي که از روي عادت خوانده شود , نماز نيست تکرار يک عادت است
حرفه اي شدن پايان قصه خواستن است.
عادت , رد تفکر است و رد تقکر , آغاز بلاهت است و ابتداي ددي زيستن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر