یکشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۹۱

انسان آهسته آهسته عقب نشینی می کند.
هیچکس یکباره معتاد نمی شود
یکباره سقوط نمی کند
یکباره وا نمی دهد
یکباره خسته نمی شود، رنگ عوض نمی کند، تبدیل نمی شود و از بین نمی رود.
زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد
و تکرار و خستگی ، بسیار موذیانه و پاورچین رخنه می کند.
باید هشیار باشیم و نخستین تلنگرها را ، به هنگام و حتی قبل از آنکه ضزیه فرود آید احساس کنیم.
قدم اول را اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداری شک مکن که قدم های بعدی را شتابان بر خواهیم داشت.
ما باید تا آخرین روزهای زندگیمان - که اینگونه به دشواری بر پا نگهش داشته ایم - تازه بمانیم.
این حق ماست.
می گویند مستبدان و ستمگران بزرگ تاریخ ، گریستن نمی دانسته اند!
انسان ، بدون گریه ، سنگ می شود.
به پهنای صورت گریستن را دوست می دارم به خاطر بچه های سراسر دنیا - که ما چنین جهانی را به آنها تحویل می دهیم و می گذریم.
هرگز از زندگی ، آنگونه که انگار گلدانی ست بالای طاقچه یا درختی در باغچه ، جدا از تو و نیروی تغییر دهنده تو ، گله مکن.
زندگی کارمایه انسان است ، محصول انسان و دسترنج انسان ، و رویای انسان ، و مجموعه آرزوهاو آرمانهای انسان - که بدون انسان هیچ است و کم از هیچ.