دوشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۱

فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تو را می کشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست

همین چند سطر
دنیا به همین چند سطر رسیده است
به اینکه انسان
کوچک بماند بهتر است
به دنیا نیاید بهتر است

اصلا
این فیلم را به عقب برگردان
آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آن قدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان دوباره بر زمین...
زمین...
نه!

به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت


واقعا هم ای کاش تصمیم دیگری می گرفت. و این انسان ظالم را که شیطان به حق و با بصیرتی ! که داشته حاضر نشده بهش سجده کنه خلق نمی کرد. احتمالا اون وقت دنیا جای بهتری می شد البته نمی دونم برا کی ها :) حتما بالاخره خدا یه راهی پیدا می کرد :))

هیچ نظری موجود نیست: